تبليغاتX
تا آزادی دانشجویان در بند
شهر خالیست ز عشاق....

آری محسن جان...
قضیه حمار درست است
چون آنها عشق نمی دانند...
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 12:46 | لینک  | 

روزهاست که جوراب من پاره شده

انگار پاهام چشم باز کرده اند

و مرا شرم فرا گرفته

امشب آنها را خواهم دوخت

قبل از آنکه بفهمند این همه راه رفتن

بیهوده بود و

بهانه سرگرمی شان

و کفش زندان اسارت بود

به جای مرکب پرواز و سفر....

نوشته شده توسط مهدی در ساعت 19:31 | لینک  | 

من رو به روی یک جاده ایستاده ام
و یک چمدان به اندازه یک کوه
دل من پر شده است...
پُر یا پَر؟! فرقی ندارد
هردو مقدمه پروازاند....
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 18:36 | لینک  |