چهارشنبه دوازدهم دی 1386
روزهاست که جوراب من پاره شده
انگار پاهام چشم باز کرده اند
و مرا شرم فرا گرفته
امشب آنها را خواهم دوخت
قبل از آنکه بفهمند این همه راه رفتن
بیهوده بود و
بهانه سرگرمی شان
و کفش زندان اسارت
بود
به جای مرکب
پرواز و سفر....
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 19:31 | لینک
|